تبليغاتX
انجمن تی اس ايران، IRAN TS

جمعه 28 دی1386

تازه: بهار هم به دوستان بلاگ نویس ترنسسکشوال پیوست

با درود

دوستان گرامی ، بانویی مهربان، ترنسی تنها، از شهر زیبای شیراز با نام بهار به میان ما آمد. او هم از درد ها و دلتنگی هایش خواهد گفت

دوستان به میهمانی وبلاگش روید و آمدنش را شادباش گویید:

بهار ترنسکوشال 

بهار جان برایت آرزوی پیروزی داریم  بهار از شیراز مرا به یاد عطر بوی خوش بهار نارنح می اندازد

نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 9:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 25 دی1386

ارزیابی فرد از دیدگاه های جنسی و گرایش جنسی

ارزیابی افراد از دیدگاه جنسی و هویت جنسی

همه افراد بشر از هر جنس و دارای هر گرایشی با هم برابر هستند.

از آن روی که بسیاری در ارزیابی جنسی خود یا دیگران دچرار سختی هستند و دیده شده بسیاری از ترنسکشوال ها، خود نیز با وجود شناخت بسیاری که در مسائل جنسی دارند در ارزیابی جنسی دیگران، دچار دشواری شده و گاهگاه دیده شده که فردی را که ترنس است، غیر ترنس بداند. برای همین بر آن شدم که به نگارش این چند بندی که در پیش می آید بپردازم.

 

برای ارزیابی افراد از دیدگاه جنسی و هویتی باید مواردی بسیاری را به گونه ای جدا از هم، بررسی کرد:

1_ جنسیت بیولوژیکی یا فیزیکی فرد (biological sex):

مراد از جنسیت بیولوژیکی فرد، همان جنسیتی است که پس از زاده شدن، بر پایه آلت تناسلی، روشن می گردد:دختر، پسر یا هرمافرودایت(دارای هر نشانه های جسمانی از هر دو جنس به گونه ای روشن).(male, female or hermaprodite)

نگاه: در صورتی که هرمافرودایت بودن فرد در زمان زاده شدن تشخیص داده شد نیکو تر آن است که جراحی برای کودک انجام نگیرد تا زمانی که فرد از نگاه هویت جنسی هویتش روشن گردد. شاید با آزمون های ژنتیک(Karyotype Test) به این برسند که این فرد بیشتر زن یا بیشتر مرد است ولی نمی توان معیار تعین جنسیت فرد را این دانست و بایست تا روشن شدن هویت جنسی فرد شکیبا بود. ممکن است هر گونه جراحی ستم درد ناکی برای کودک باشد.

 

2_هویت جنسی (gender identity):

هویت جنسی، ويژه گی درونی فرد است، جدا از جنسیت بیولوژیکی فرد و این به رفتار ها، خواسته ها نوع برخورد با مسائل افراد و … و مجموعه از رفتار های روانشناسی و جامعه شناسی فرد باز می گردد. ممکن است هویت جنسی فرد با جنسیت بایولوژیکی هم خوان نباشد، برای نمونه فردی با جسمی ماده دارای هویت جنسی مردانه باشد یا وارانه. این همان چیزی است که ترانسکشوالیزم (transsexualism)یا اختلال هویت جنسی می نامیم. فرد در نتیجه چالشهای رفتاریش در جامعه و با دیگران هویت جنسی خود را باز می شناسد و به این می رسد که می خواهد با عمل جراحی(Sex( Reassignment Surgery سراسر زن یا مرد باشد. کسی را ترانسکشوال می دانیم که بشدت زیاد تمایل به تغییر جنسیت داشته باشد.

نگاه کنید به پست پیشین در این زمینه در این نشانی

 

Carla Antonelli, کارولا آنتونی یکی از ترنسکشوال از اسپانیا تصویر وی از کودکی دوران پیش از جراحی و امروز.
 

تصویر یک ترنسکشوال که از زن به مرد تغیر جنسیت داده و از بدنسازان مشهور جهان است

  Loren Cameron

Photographer, Author (more) (more)

 
برای دیدن تصاویر بیشتر از ترنسکشوال های پیروز و وشخصیت های مشهور ترنسکشوال به لینکهای زیر بروید:
 

3_گرایش جنسی (sexuality):

گرایش جنسی آن دست از رفتار ها و خواسته های جنسی فرد، درگزینش فرد دیگر برای رابطه جنسی است. که فرد می تواند دیگر جنس گرا -گرایش جنسی به جنس مخالف- (heterosexual)، همجنس گرا (homosexual) و دو جنس گرا(bisexual) باشد. گرایش جنسی را بايستُ بر پایه هویت جنسی سنجید نه بر پای جنسیت بیولوژیکی. این یکی از همان مواردی است که نیاز مند آن می شویم که همه این موارد را جدا گانه بسنجیم.

 

چند نمونه می آورم تا این داستان روشن گردد، برای دریافتن نمونه های که می آورم نیاز مند این است که بسیار با دقت به آن نگاه کنیم:

نمونه: یک فرد با اختلال هویت جنسی(transsexual) دارای جسمی نر است با هویت جنسی زنانه او، با این همه گرایش جنسی اش به افرادی است که دارای هویت جنسی زن هستند. این فرد دگرجنسگرانیست بلکه همجنس گرا است  و با این همه نمی توان گفت این فرد ترنسکشوال هم نیست چرا که مایل به تغییر جنسیت است.

 بیشتر این گونه افراد در سنین بالا تر تغییر جنسیت می دهند چرا که داشتن همزمان دو اختلال؛ هویت جنسی و گرایش جنسی، سردرگمی بسیاری به بار می آورد، شاید شما دیده باشید برخی ازدواج هم کرده باشند و بچه ای هم، داشته باشند و باز به این رسیدند که مایل به تغییر جنسیت هستند. ممکن است یک فرد دارای اختلال هویت جنسی دوجنسگرا باشد و گرایش به داشتن رابطه جنسی با هردو جنس از دیدگاه هویتی را دارا باشد. این از آن دسته مورادی است که شاید یک ترنسکشوال رابه عنوان یک ترنسکشوال نگران و شاید خشمگین سازد و بگوید من ترنسکشوال هستم و آنها ترنس واقعی نیستند، اما بد نیست کمی باز تر نگاه کنیم.

نمونه دیگر: مردی مايل به رابطه با فردی با هویت جنسی زنانه است که فرد مورد علاقه وی اختلال هویت جنسی دارد و ترنسکشوال است و هنوز عمل نکرده و دارای جسمی مدرانه است این فرد همجنسگرا نیست، و دیگر جنسگرا است.

نمونه:  اگر مردی با هویت جنسی مرد و جسمی نر گرايش به فردی با هویت جنسی مرد باشد، همجنسگرا است این در حالی است که ممکن است مرد مورد نظر یک ترنسکشوال اف تو ام (female-to-male)باشد یعنی فردی که اختلال هویت جنسی دارد و جنسیت جسمی اش ماده و هویت جنسی اش مرد است.

 

4_ هنجار های جنسی:

هنجار های جنسی شامل پوشش و آرایش و دسته ای از رفتار های جسمی و کلامی است که به جنسیت ويژه مرد یا زن باز میگردد، برای نمونه در جامعه امروزی دامن لباسی زنانه شمرده می گردد، آریش های صورت با مواد رنگی و آرایشی هنجاری زنانه است و این کار در مرد ها نابهنجار شمرده می گردد. همین گونه پوشیدن کت و شلوار و نوعی آرایش مو و … هنجار های مردانه برشمرده می گردد.

در دورانی پیش تر یا در برخی اقوام هنجار ها متفاوت دیده می شود برای نمونه پوششی که امروزه آن را زنانه می دانیم را مردان می پوشیدند.

این بخش را نیز بايست به گونه ای جدا گانه ارزيابی کرد چرا که ممکن است فردی از این هنجار ها پی روی نکند و این شخص می تواند جز هر کدام از دسته های هویت جنسی و گرایش جنسی باشد، ممکن است یک ترنسکشوال یک ترنسوسایت یا یک همجنسگرا همزمان رفتار های ناهنجار را پیشه کند. و یا رفتاری که از دید مردم در یک فرد ترنسکشوال، ناهنجار دیده شود هنجار باشد.

بررسی هنجار های جنسی بايستی بر پایه هویت جنسی صورت گیرد، چون برای نمونه ممکن است فردی با هویت جنسی زنانه و جنسیت بیولوژیکی نرينه، لباس های زنانه بپوشد اين شخص پوششی بهنجار دارد.

 ولی ممکن است فردی با هویت جنسی مردانه و جمسی مردانه همین رفتار را انجام دهد و این فرد گرايشی نابهنجار دارد.

افرادی که دچار اختلال گرايش نابهنجار جنسی هستند را ترنسوسايت (transvestite) می نامند.

نگاه: ترنسوسایتیسم (transvestism) تنها به لباس یا آرايش فرد، باز نمی گردد و ممکن است در برگیرنده یک سری رفتار ها و گفتار های مربوط به جنس مخالف فرد، نیز باشد ولی با این همه فرد دارای اختلال ترنسوسايتيسم ،جزو گروه ترنسکشوال شمرده نمی شود چرا که این فرد تنها با گزينش های نابهنجار خود به رضایت خود دست می يابد ممکن است یک فرد ترنسوسايت تنها به دیگر پوشی، آرايش بسنده کند این افراد را دیگرپوش یا مبدلپوش هم می نامند (cross dresser) و این فرد را دارای اختلال هنجاری می شماریم و این فرد اختلال هویتی یک ترنسکشوال را ندارد. ترنسوسایت ها افرادی خلاق و هنرمند و اجتماعی هستند، می توانند بازاریاب، هنرمند و هنرپیشه و خواننده های بسیار خوبی باشند. ممکن است این فرد برای سینه خد جراحی بزرگ کردن سینه انجام دهد.

یک همجنسگرای دیگر پوش RuPaul - a famous drag performer

ترنسجندرها (transgender):این مرحله ای است که شخص بین ترنسکشوالیزم و ترنسوسایتیسم میانه باشد و در نهايت هرمون درمانی و جراحی های کوچک زيبایی مانند سينه و ليزر صورت و جراحی های از اين دست وی را خرسند سازد و در نهایت هرگز دست به جراحی srs نزند.

5_گرایش ويژه در رابطه جنسی(fetish)

گرايش ويژه  یا فتیش گرايشی است که برای ارضای جنسی بکار گرفته می شود و این به رفتار ها و کار های باز می گردد که فرد در زمانه رابطه جنسی آن را بکار می گیرد. سنجش این دست گرایش ها در همه افراد آسان نیست ولی در برخی افراد بگونه ای خواص و نا بهنجار خود را نشان می دهد ولی همه آنها را نمی توان انحراف جنسی خواند.

برای نمونه فتیش و گرایش ويژه در رابطه برقرار کردن، با عضوی خواص از خود یا فرد مقابل مانند گرایش به رابطه جنسی  یا تمایل به ارضای جنسی از راه های غیر عادی مانند ارضای جنسی از پشت در مردان باشد. 

برای نمونه مردی با هویت جنسی مردانه و جسمی نرینه مایل به رابطه با فردی با هویت جنسی زنانه است.با این همه، هم زمان دوست دارد که از سمت پشت، رابطه جنسی، داشته باشد. و از ناهيه مقعد (anal sex) تحریک جنسی گردد ممکن است این فرد ناچار، دست به رابطه با همجنس خود بزند و این رابطه را نیز بیازماید ولی خرسند نمی گردد، ولی با این همه همجنسگرا یا دوجنسگرا نباشد. برخی از این افراد از همبستر زن (پارتنر) خود می خواهند که از ابزار های جنسی برای این کار بهره بگیرد. این فرد نه دارای اختلال هویت جنسی است نه دارای اختلال گرایش جنسی (همجنس گرای یا دوجنس گرایی).

این افراد در یافتن هم بستر خود بسیار دچار مشکل هستند چرا که باید کسی را بیابند که آنها را در این زمینه درک کند.

نمونه دیگر فردی است که تمایل به استفاده از ابزار ها و پوشش های خواص در سکس دارد. می توان گفت گاه این نوع اختلال ها آمیخته با اختلال های هنجاری می گردد و گاه نیز بگونه ای جداگانه ارزیابی می گردد.

 ۶ـ کنجکاوی جنسی(sexual curiousity)

این نگاه دربرگیرنده همه افراد است و ممکن است از آگاه سازی دیگران از این کار شرم داشته باشند، در حد کم و گسترده در همه افراد وجود دارد و ممکن است از کشف و جستجو در دانش دیگران و پرسش در باره مسائل جنسی باشد و نیز می تواند همراه با کنجکاوی جنسی در حد دیدن فیلم،عکس و یا خواندن مطالب سکسی باشد ولی در انواع پیشرفته ممکن است فردی دست به تجربه های جنسی که با هویت و گرایشش مربوط نیست بزند.

این افراد را کنجکاو جنسی می نامند: ممکن است یک کنجکاو جنسی که دگرجنسگرا است دست به تجربه همجنسگرایانه بزند ممکن است این فرد همزمان جزئی از گروهای اختلال هویت جنسی نیز بشمار رود، ممکن است یک فرد ترنسکوشال با وجود نارضایتی از ارگان جنسی خود برای کنجکاوی خود ارضای را نیز تجربه کند و شاید به آن به عنوان راه حلی برای دست یافتن به درمان خود نگاه کند(نمونه این داستان را از یک ترنس شنیده ام و خودم سخت درگیری ذهنی در کشف چرای آن داشتم) ، ممکن است یک فرد مبدل پوشی را تنها برای کنجکاوی یا سکسی خشن را برای کنجکاوی تجربه کند ولی اگر فردی دچار کنجکاوی پیشرفته جنسی باشد، دست به تجربه های زیاد و پیچیده ای می زند. در هر گونه باید به حریم خوصوصی همه افراد در این زمین احترام گذاشت و آنها را آزورده خاطر نساخت.

نگاه: دیگرپوشی می تواند گاه تنها یک تفریح و کنجکاوی باشد.

نگاه: فردی که دارای اختلال هويت جنسی است خود را دارای هويت جنسی مخالف با جنسيت بيولوژيکی خود می داند و مايل است که عضو جنسی خود را تغيير داده و سراسر زن یا مرد باشد.

نگاه: افراد از نگاه جنسی می توانند دارای گرایش ها و اختلال های گوناگون باشند و همزمان چند اختلال را همراه هم داشته باشند، برای همین همه را نمی توان با خود مقايسه کرد و یا گروه یا دسته ویژه ای بررسی و مقایسه کرد.

 

نگاه: همه کسانی که به گونه ای رفتاری نا بهنجار از خود نشان می دهند و خود را خواسته یا ناخواسته ترنسکوشال یا همجنسگرا و…. می شمارند چه اين یک میل دوره ای و کوتاه مدت باشد و یا یک گرايش درست باشد. از نوعی اختلال و درگیری هويتی رنج می برند و باید گرايش و حس و حالشان را گرامی داشت وبا آنها با مهربانی برخورد کرد و پزیرفت و دانست که بیشتر این اختلال ها تغییر ناپذیر هستند ممکن است فردی از نگاه اختلالی در یک بخش میانه باشد. در هر حال نباید از وی انتظار رفتری مناسب با هنجار های جامعه و خواسته های خانوادگی، زندگی بر اساس جنسیت فیزیکی، ازدواج و... را داشت. اگر فرد ترنسکشوال بود باید با جراحی بتواند به آرامش برسد و اگر همجنسگرا باید بتواند همجنس خود را به عنوان شریک زندگی داشته باشد. در این زمینه هر کسی دارای حقوق فردی است و هیچ کس حتی پدر و مادر فرد نبایستی ادعای داشتن حقی را در این زمینه داشته باشند.

بایست، از رفتار های مخالف و خشن با همه این افراد، دوری کرد چرا که خود موجب پرخاشگری  و رنجش های بیشتر و گاگاه گزينش های نادرست فرد می گردد. بلکه بايد به اين افراد کمک کرد تا به آرامش روحی برسند و مسيری را که می خواهد به پیمایند، آسوده بيازمايد و در آن به آرامی گام نهد تا ببيند چه چيزی برای وی بهترين است.

برای همین هم هست که بهتر است که فردی که دچار اختلال جنسی است. از همان پیش از جراحی پوشش جنسیت انتخابیش را بیازماید و پس از زمانی به جراحی اقدام کند. و این گام نهادن آرام است برای کم تر خطر کردن.

هر فردی دارای هر گرايش و ميلی هرچند خوشايد ما نباشد بايد، توسط خود و ديگران پزيرفته شود که يک انسان است که از يک نوعی اختلال رنج می برد و برای رهايی و يا جستن راهی برای آرامش خود گام بردارد.

پس نبايد به این انديشه که او يک ترنسکشوال نيست و در اشتباه است یا … وی را رنج داد حتی اگر نادانسته خود را ترنس بشمارد، چرا که این خود نشان می دهد وی دارای اختلالی است.

 

 

نگاه:ممکن است یک ترنسکشوال در گزينش هنجار های پوششی و آرايشی شيوه ای نابهنجار یا ميانه را گزينش کند. يا این شيوه وی با ديگر ترنسکشوالها هماهنگ نباشد و از دید آنها نابهنجار آید. این می تواند به نوع تربيت خانوادگی فرد و هنجار های درون خانوادگی بازگردد و سلیقه فردی باز گردد برای نمونه ممکن است یک ترنسکشوال با هویت جنسی زنانه چنان هم آرايش زنانه و لباس های رنگا رنگ را دوست نداشته باشد.

 

نگاه: ممکن است یک ترنسکشول بر اثر فشار های خانواده چه در پیش از جراحی و چه پس از آن ناچار به گزينش پوششی نابهنجار و نابرابر با هویت جنسی خود گردد.

 

نگاه: اختلال ترنسوسايتيسم بيشتر در ميان مردان ديده می شود، و بيشتر همراه با رفتار ها پوشش و آرايش های می تواد باشد که بسيار فراتر و افراطی تر از اندازه نرمال در جنس مخالفشان باشد. برای نمونه پوشیدن لباس های سکسی ویژه همانند پالتو و شال خز، آرايش تيره و پر رنگ، رفتار و سخن گفتنی غير عادی و فرا رفته که در زبان کوچه آنها را به نام های مسخره می نامند که خود این از کوتاه فکری مردمان است…  . اين اخلال بيشتر همراه با رفتار های جنسی است و فرد را از نظر رابطه جنسی بيشتر خورسند می سازد ممکن است یک فرد ترنسوسايت همجنسگرا، دوجنسگرا و نيز دگر جنسگرا باشد. ممکن است این نابهنجاری را تنها در فضای سکس جستجو کند یا که در جمع های کوچک یا کلوپ های ويژه و يا که مايل به ادامه اين گرايش در فضا های عمومی تر باشد. این گرايش در مردان بيشتر جنسی و در زنان بيشتر سليقه ای یا اجتماعی است.

 

نگاه: زنانی بسياری نيز هستند که دارای هویت  جنسی زنانه هستند ولی پوشش های مردانه را می پسندند. اين رفتار بيشتر برای دست یابی به يک اندریافت و حس اجتماعی برای دريافت آن دسته از احساست که زنان سرخورده در درون مردان می جويند باشد يا که به گرايش های جنسی فرد باز گردد.

نگاه: ممکن است فردی همجنس گرا اختلال ديگر پوشی داشته باشد ولی این فرد را نبايست جزو دسته ترنسکشوال ها دانست. افراد همجنسگرا از جنسيت فيزيکی خود راضی هستند و به هيچگاه تمايل به تغيير جنسيت ندارند.

فراموش نکنيم با همه افراد با هر نوع گرايش و اختلالی دوست و مهربان باشيم همه افراد بشر با هم برابر هستند. ما ترنسکشوال ها هم بايد با همه کسانی که از اخلالی رنج می برند هرچند ما آنها را از خود ندانيم نبايست ديگر سازی کنيم و آنها را با رفتار های خود برنجانيم.

پس ما خواستار آزادی هستيم برای همه: ترنسکشوالها، همجنسگراها، ترنسوسايت ها، دگر پوش ها و آزادی برای همه افراد بشر با هر نو اختلال گرايش یا فتيش خواصی که باشند. به پيروان اديان هم بايد گفت اگر اديان برای مهر ورزی و انسان دوستی و انسان گرای هستند پس بايد اين آزادی ها را نيز گرامی دارند.

 

سخن کوتاه به روانپزشکان و درمانگرانی که با افراد ترنسکشوال کار می کنند:

باید همه موارد بالا را درنظر بگیرند و با پرسشهای نادرست مانند این که آیا تو خود ارضای می کنی؟ آیا به عنوان کسی با جسمی مردانه مایل به رابطه با دختر ها نبوده ای؟ یا آیا هیچ گاه نشده دوست داشته باشی مانند پسرها موهایت را کوتاه کنی؟ اندازه دسنگاه تناسلیت را دوست داری ؟  ا این گونه پرسشها برای نشان دادن اینکه این فرد ترنسکشوال است یا خیر، بی فایده و نادرست است و بکارگیری این گونه پرسشها خود می تواند موجب ناراحتی و افسردگی بیشتر یک بیمار ترنسکشوال گردد. 

از دیگر پرسشهای بی معنی و ناگاهانه این است که از یک ترنسکشوال می پرسند چه زمانی به اختلال هویت جنسی خود پی بردی این در حالی است که هر فردی در به چالش کشیده شدن در رابطه با دیگر انسانها از همان نخست زاده شدن قرار میگیرد و کم کم خود را و نیاز و هویت خود را باز می شناسد و ممکن است در تنیجه همر رابطه ای به نوع اختلال خود نیز پی ببرد ولی این که از کی تو دختر شدی یا پسر شدی پرسشی است نادرست چرا که یک ترنس همان هویتی را دارد که از نخست زاده شدنش داشته تنها زمان به او کمک کرده تا کم کم به شناختی درست از خود دست یابد.

بلکه بایستی بیشتر و ریزبینانه تر مسائل هویتی را درنظر بگیرند یک ترنس می تواند همزمان اختلال هوموسکشوالی داشته باشد ولی نمی تواند آن را بیان کند چرا که متحم به این می گردد که تو ترنسکشوال نیستی در عین حال این گونه پرسش ها می تواند خود آورنده تنش و سردرگمی تازه ای بشود.

سپاس از شما، با ديدگاه های خود مرا در بهتر کردن اين جستار ياری کنيد.

کمينه مهر همه هموندان و خوانندگان

نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 4:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 دی1386

ابزار های تازه برای ديدن سايت های بسته شده

برای دریافت تازه ترین فیلـــــــترشکن ها به گروه یاهو ایران تی . اس. عمومی بروید. برای پیشگیری از بسته شدن این وبلاگ در اینجا دیگه نمیگذارم..... 

برای دیدن محتوی پیشین این پست به بخش نظر ها نگاه کنید

نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 19:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 دی1386

برای گذر از سد های اینترنتی، همراه با یک دانلود کوچک

برای عبور از همان که اسمش را هم بنويسیم سایت نابود میشه یعنی فيـــــــــــــــــــــلتر های اینترنت به لینک های زير بروید:

برای گذر از....:

فيل..ترشکن جديد و قوي براي کاربران داخل ايران ( براي باز کردن تمام سايت ها از جمله ارکات ، گرک ، جيميل و ... ) https://www.pzeg.com/q/nph-index.cgi

این هم یکی اضافه: http://www.foxied.com/

فيتر شـکن هاي ssl همراه با توضیح برای کسانی که مشکل دارند:

 ..........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 19:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 دی1386

شراره جان خوش آمدی - به بلاگ شراره سر بزنین

امروز یک دوست تازه به جمع ما آمد که آمدنش را خوش آمد می گویم.

دوستان مهربان و خوب شراره آمده که داستان و دردش را با در میان بگذاره حتمی به وبلاگش سر بزنین

امید دارم که دوستان خوبی برای هم باشیم و نگذاریم هیچ کدام از ما بیش از اندازه رنج بکشد و خودمان نا آگاهانه رنجی را برای هیچ یک از همدردانمان فراهم نکنیم.

شراره ۱۸ داره...

شراره خوش آمدی

این هم آدرس وبلاگ و نخستین پستش: http://shrare.blogfa.com/ http://shrare.blogfa.com/post-2.aspx

 

نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 15:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 دی1386

قوانین و آرمان های گروه

قوانین و آرمان های گروه

  عضویت و هموندی شما در گروه به معنی آن است که قوانین را مطالعه کرده و آن را پذیرفته اید

قوانين گروه:

 

1.     اين گروه برای افرادی که از اختلال های هويت جنسی، رنج می برند بويژه، افراد ترنسکشوال پارسی زبان بويژه ايرانيان برپاشده است و همه افراد از بهرگيری از آن آزاد هستند.

2.      همه افراد گروه از آزادی بيان و انديشه برخوردار هستند. اين آزادی بگونه ای است که هيچ يک از افراد نبايد در بيان انديشه و باور هايش ترسی و نگرانی داشته باشد. پس خوار شمردن و توهين به افراد که از بارزترين ابزار های ايجاد ترس و نگرانی افراد از بيان عقايدشان است ، ناردست است وآزادی بيان شمرده نمی شود و خود نقض کننده اين آزادی می باشد و نقض آزادی بيان از سوی هيچ يک از افراد گروه، روا نمی باشد و با کسی که اين کار ناروا را انجام داد، برخورد خواهد شد.

3.      ایمیل های که به گروه ارسال می گردد نبايست در بر گیرنده مطالبی باشد که در گروه ایجاد تنش کند و یا بحث گروه را به انحراف برد یا امنیت گروه را به خطر اندازد، از این دست می توان به پیام های دارای مطالب تبلیغاتی چه تجاری، چه سیاسی و چه مذهبی اشاره داشت، مگر بحث با مسائل ترنسکشوال ها نیز در ارتباطی تنگا تنگ باشد مانند دیدگاه های مذهبی درباره ترنسکشوالیزم یا دیدگاه سیاسی در این راستا. یا درخواست های دوستی به گونه ای که افراد ترنسکشوال را آزرده خواطر سازد.

4.      افراد در استفاده از هرگونه کلمات در نشانه کاربری خود مجاز می باشند مگر آنکه آن نشانه کاربری بی احترامی و بی ادبی به شخص و افرادی از عضای گروه باشد.

5.     در اين گروه همه افراد از حق گمنامی برخوردارند و دادن اطلاعت شخصی يک فرد توسط ديگر افراد در گروه روا نمی باشد. از ارسال شماره تلفن شخصی به گروه چه در پیام ها چه در سایر بخش ها جدا خود داری کنید. برای افزايش ارزش گمنامی و نيز امنیت گروه بهتر است از دادن مشخصات کامل فردی مانند نام و نام خانودگی خود داری کنید.

6.     ايميل ها توسط مديران گروه کنترل می شود و پس از کنترل انتشار می يابد، تا از ارسال پيام های تبليغاتی و بی مورد. جلوگيری شود اين کار در راستای بهبود کار گروه است و کمک می کند تا عضا با دريافت ايميل های بيشمار و بيهوده سردرگم نگرند و بگونه ای انجام می گیرد که آزادی بيان و آزادی های اين گروه نيز آسيب نبيند.

7.     اين گروه برای همه هموندان [اعضا] آن است و همه در بهبود و کارايی آن مسئول هستند.

8.     مديران گروه تنها به مانند يک ناظم و منشی برای گروه کار می کنند و مسئوليتی برای دادن کمک های ويژه يا خدمات اجتماعی به هموندان گروه نيستند. ما با هم بايد به هم کمک کنيم تا روزگار را برای همديگر بهتر سازيم.

9.     مديران مسئول درستی يا نادرستی مطالب نوشته توسط ديگر افراد نيستند و مسئوليت هر نوشته ای با نويسنده آن است.

10. این یک گروه دوست یابی نیست و مدیران و اعضای گروه وظیفه یافت دوست برای هیچ کس چه ترنسکشوال و چه غیر ترنسکشوال را ندارند. همراهی و دوستی ممنوع نگشته است ولی ایمیل های که در بر گیرنده درخواست های ناخوشایند باشد حذف می گردد.

11. اين گروه غير دولتی،و خودگردان است و به هيچ سازمان، نهاد رسمی يا غير رسمی وابسته نيست.

12. هر گونه انتقاد یا پیشنهادی در زمینه کار کرد و مدیریت گروه را به ایمیل مدیران گروه که در پایین این صفحه می آید ارسال کنید و در صورت ارسال به ایمیل گروه، پذیرش آن برای انتشار سراسری در گروه به تشخیص مدیران گروه است. ایمیل های که با ایجا بحث های انحرافی گروه را درگیر می کنند حذف خواهند شد.

13. مدیران گروه مجاز هستند، درصورت نیاز از فضای گروه برای تبلیغات تجاری و آگاه سازی، برای بهبود کارایی گروه و جبران هزینه ها و زمانی که در گروه مصرف می شود استفاده کنند. و استفاده تبلیغاتی از گروه در انحصار مدیران گروه است. دیگر افراد می توانند از مدیران گروه درخواست هم کاری نمایند در صورت توافق تبلیغاتشان منتشر می گردد.

14. مواردی که مديران گروه می تواند فردی را از گروه اخراج کنند:

 

-                     زير پا گذاشتن قوانين گروه و آزادی ها و حقوقی که در اين گروه برای افراد آن برشمرده شده است.

-                     اقدام به خراب کاری در گروه بر روی مطالب و امکاناتی که بصورت باز و يا محدود شده در اختيار کاربران قرار دارد.

-                      ارسال ايميل دربرگيرنده موارد غير اخلاقی، غير قانونی، ويروس(vireos) ، نرمفزار های جاسوسی ((Trojan – spy wares.

-                      ایجاد تنش در گروه.

 

توصيه های و قواعد لازم برای فرستادن ايميل:

 در زمان فرستادن ايميل موضع ايميل (Subject) را به حرف لاتين بنويسيد.

برای پاسخ به ايميل ديگری به آخرين ايميلی که در آن موضوع ارسال شبرای پاسخ به ايميل ديگری به آخرين ايميلی که در آن موضوع ارسال شده است. Reply بدهيد. و متن پيشين را حفظ کنيد. همين طور اجازه دهيد در خط موضوع (Re:) و موضوع پيشين حفظ گردد و با دستکاری آن ايجاد سر در گمی نکنيد.

برای آغاز بحث تازه از دادن ايميل با reply به ايميل ديگری بحثی را آغاز نکنيد.

در انتخاب موضوع (subject) دقت کنيد تا دريافت کننده تا حدودی از محتوی آن آگاه باشد تا زمان کمتری کاربران به بازديد از پيام ها بپردازند.

 

هموند گرامی : با آسودگی و بدون ترس می توانيد در هر زمان، همه گونه پيشنهادی که برای  قوانين گروه و گروه نيکو می بينيد. به مديران  گروه بيان کنيد و آن بگونه ای باشد که کار و آرمان بنيادی گروه آسيب نبيند.

 

 

قوانین گروه در بیست و پنج بهمن ماه 1386 ويرايش بروز گشته است.

آرمانها:

اين گروه ابزاری است، برای ارتباط نزديکتر همه پارسی زبان های که در سراسر جهان از اختلال هويت جنسی رنج می بردند و نيز، دوستان و خانواده ايشان و کليه کسانی که مايل به همکاری يا همراهی و دوستی با اين گروه از افراد جامعه هستند.

اين گروه ابزاری است برای بيان آزاد انديشه ها، که همه افراد آن از حق گمنامی خويش، در پشت نشانه های کاربريشان برخوردارند و می توانند بدون ترس يا نگرانی، دل نگرانی ها و حساسات خود را بيان کنند و به سادگی و بدون ترس، از مسائل و مشکلات جنسی خود سخن بگويند. اين امتياز گمنامی، برای افراد يکی از بارز ترين ويژگی های اين گروه است و نيکوست گرامی داشته شود.

از آرمانهای بزرگ اين گروه، اين است که بتواند، در راستای آگاه سازی جامعه،  درباره اختلال هويت جنسی و نيز افزايش دانش و آگاهی، برای همه افرادی که از اختلال هويت جنسی، يا ترانسکشواليزم و يا ساير اختلال های مشابه آن رنج می برند  گام بردارد، تا در کنار هم بتوانيم بر دشواری های که برای ما است، پيروز گرديم.

هدف بزرگ، ما بايست رای زنی و کنکاش های باشد، که برای يافتن راه کار های، برای افزايش ميزان حقوق و همايت های لازم برای اين قشر از جامعه باشد.

 بزرگترين کاری که در اين راستا، می توانيم انجام دهيم، همانا اين است که نياز ها و دشواريی خود را، بيشتر بشناسيم و در پی راه کار هايی، در خور آن دشواريی ها باشيم. که در خواست و دريافت خدمات اجتماعی، بهداشتی و همايتی، از سازمان های دولتی و غير دولتی، و نيز تغيير در قوانين و آموزش های مردمی، از آن جمله اند.

نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 7:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 دی1386

برگرفته از وبلاگ دکتر بهنام اوحدی، روان پزشک، سکسلوژيست و سکس تراپيست

 
 
دل شكسته‌اند اما اميدوار؛ دلخورند از برخوردهاي مردم، مسئولان و حتي خانواده‌هايشان. يكي شان مي‌گويد:«خداوند ما را اين چنين آفريده، بنده‌ي خدا بر اين گونه آفرينش چه گونه خطا مي‌جويد؟!؟» ديگري آهسته مي‌گويد: «تا خودمان را شناختيم، خود رامتفاوت ديديم؛ مشكل با خميره‌ي ما سرشته شده است. ما آميخته به درديم، درد را ما غمخواري هست ؟؟»آن ديگري - كه انگار پسري است كه به زور يا مثلاً بر سن تئاتر، روپوش و منقنعه اي بر او پوشانده باشي- مي‌گويد:«هر جا مي‌رويم و لب از لب مي‌گشايم، ما را با حيرت مي‌نگرند و چه فراوان مي‌گويند كه پناه برخدا، دوره‌ي آخرالزمان شده است !»
از روزي كه براي نخستين بار موردي از اين اختلال را ديدم، سال‌ها مي‌گذرد. امروز بيشتر از گذشته آنان را پذيرا بوده‌ام. با ياري خودشان و همكاري گروهي از استادان دانشگاه علوم پزشكي تهران، از جمله جناب آقاي دكتر محمدي و سركار خانم دكتر رئيسي و صد البته مركز MRI دكتر اطهري و استادي كم نظير اما بي عنوان رسمي‌و دولتي استادي و هيأت علمي – سركار خانم دكتر رحيميان – پژوهشي بزرگ و بنيادي را انجام مي‌دهم :«ارزيابي و مقايسه‌ي ويژگي‌هاي تصوير برداري مغز مبتلايان به اختلال هويت‌جنسي با افراد سالم.» اين پژوهش ويژگي برجسته‌اي دارد. اين ويژگي، بهره‌گيري از پيشرفته‌ترين نرم‌افزارهاي حجم سنجي(Volumetry) مغز است كه تا اين تاريخ به گفته‌ي پژوهشگر كوشا و خستگي ناپذيرمان، خانم دكتر رحيميان – در اروپا هم وجود ندارد تا چه رسد به آسيا و خاورميانه!
وديگر توضيح نمي‌دهم كه اين «استاد بي‌عنوان» راديولوژي با چه پشتكار و مرارت‌هايي اين نرم‌افزار را فراهم آورد. ما ايرانيان در تحريم هستيم و ابزارهاي پيشرفته را به هر بهانه و طفره از ما دريغ مي‌دارند!
اما مشكل تنها ابزار نيست، باورهاي تاريخ گذشته و ديدهاي كهنه دردسر سازترند! و اگر پشتوانه‌اي چون دكتر محمد رضا محمدي – رياست محترم گروه روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران –و حمايت‌هاي مستقيم و غير مستقيم ايشان نبود، انجام چنين پژوهشي را - دست‌كم در قد و قواره‌ي رسمي‌و دانشگاهي - شدني احساس نمي‌كردم.
اما T.S‌ها براي من جايگاهي بالاتر از نمونه‌هاي پژوهشي داشته اند. هفت سال پيش‌تر، فصلي جداگانه را در كتابم به آنان اختصاص دادم.«T.S» و «اختلال هويت جنسي» براي من همواره جلوه‌اي از راز و رمز خداوند بوده است، به گونه اي«شگفتي اي از آفرينش»، «معمايي از خلقت»!
و من  چنين مي‌انديشم كه خداوند، T.S را آفريده است تا «درك» و «فهم» و«عقل» و «منطق» ما آدميان را بسنجد كه آيا ما توان حل اين «چيستان الهي» و اين «معماي خداوندي»را داريم يا شرمنده باز مي‌گرديم!
«هويت جنسي(Gender Identity)» بازتاب احساس مردانگي يا زنانگي فرد است. هر كودكي تاسن 2-3 سالگي باور محكمي‌در مورد مرد يا زن بودن خود پيدا مي‌كند و راحت و قاطع مي‌گويد:«من يك پسرم» يا «من يك دخترم» اما حتا اگر رشد جنسي او طبيعي هم باشد، حس نرينگي يا مادينگي فرد كامل نيست و بايد رشد و تكامل يابد.
هويت جنسي بر اساس زيست شناسي افراد بنا مي‌شود، از آموزه‌هاي اجتماعي اثر مي‌پذيرد و براي اين كه به دوام و ثبات دست يابد، به گذشت زمان نياز دارد.
هويت جنسي به طور ضمني به معناي وجوه فيزيولوژيك رفتار مرتبط با مردانگي يا زنانگي است. اما بايد بين جنسيت اچتماعي و جنسيت بيولوژيك(زيست شناختي) تمايز و تفاوت قائل شد؛ هرچند در اغلب موارد، اين دو با يكديگر متناسب و هماهنگ هستند، يعني مردان رفتار مردانه و زنان رفتار زنانه از خودنشان مي‌دهند. ولي گاه در مواردي چون مبحث ما جنسيت و هويت‌جنسي بايكديگر در تعارض و تضادند.
ويژگي‌هاي جسماني از جنسيت زيست شناختي فرد بر مي‌آيد اما اين به تنهايي هويت جنسي را شكل نمي‌دهد. در پيدايش هويت جنسي، سر مشق‌هاي بي شمار اجتماع نقش دارند، سرمشق‌هايي از همبازي‌ها، پدر و مادر، خواهر و برادر، آشنايان، آموزگاران و ديگر روابط اجتماعي – فرهنگي ساري و جاري.
به طور معمول، افراد با جنسيت بيولوژيك خود، همانندسازي مي‌كنند اما هميشه اين گونه نيست. گاه مغز و روان مردانه در پيكري زنانه اسير مي‌شود و سه بار شايع تر از آن، مغز و روان زنانه در كالبدي مردانه فرياد بر مي‌آورد!
چرا كه هويت جنسي تنها از وضعيت مردانه يا زنانه‌ي دستگاه تناسلي خارجي كودك پديد نمي‌آيد. عوامل ژنتيك، به ويژه از بسته شدن نطفه تا هفته‌ي ششم زندگي جنيني و نگرش‌هاي پدر، مادر و خانواده و فرهنگ پيدا و پنهان اجتماع پيرامون ، بي شك اثر گذار است.
«نقش جنسي»، رفتار بيروني است كه اعلام عمومي‌جنسيت محسوب مي‌شود و بازتاب احساس دروني شخص در مورد هويت جنسي اش است. نقش جنسي انتقال شماي مرد بودن يا زن بودن به ديگران است: هويدا شدن هويت جنسي ذهني.
اغلب «هويت جنسي» و «نقش جنسي(Gender Role) » با يكديگر هماهنگ هستند. زني كه حسي از زن بودن دارد، ديدگاه خودش را با رفتار زنانه به جهان انتقال مي‌دهد و مردي كه خودش را مرد مي‌داند، كردار مردانه دارد. از اين رو، نقش جنسي، هر رفتار و گفتاري است كه شخص براي نشان دادن اندازه‌ي مرد بودن يا زن بودن خود ابراز مي‌كند.
پس، سخن نخست آن كه «هويت جنسي» و «نقش جنسي» از بنياد مي‌بايست از جنسيت بيولوژيك(زيست شناختي) و آناتوميك (كالبدي) تمايز داده شود. جنسيت كاملاً محدود و منحصر به ويژگي‌هاي تشريحي و فيزيولوژيكي است كه «ظاهر» مردانه يا زنانه براي فرد پديد مي‌آورد.
اما افتراق «گرايش جنسي (Sexual Orientation) » نيز از مفهوم هويت جنسي مهم است. گرايش جنسي، به موضوع يا هدف تكانه‌هاي جنسي اشاره دارد و بيانگر تمايل جنسي – شهواني فرد براي جنس مقابل (Heterosexual)، جنس موافق (Homosexual) يا هر دوست (Bisexual) و بستگي به اين دارد كه كشش فرد به ايجاد رابطه با كدام جنس بوده و خواهد بود.
اختلال هويت جنسي(Disorder  Gender Identity) در پسرها بيشتر است و نسبت پسر به دختر از 6 به 1 تا 30 به 1 متفاوت است.
نرينگي (مردانگي) بستگي به اثر هورمون‌هاي مردان (آندروژن‌ها) در دوران جنيني دارد.
تستوسترون روي نورون‌هايي از مغز كه در نرينگي (مردانگي) مغز در مناطقي از جمله هيپوتالاموس نقش دارند، اثر مي‌كند. مطالعات اخير تفاوت‌هايي را در مغز افراد دچار Transsexualism مرد به زن نشان داده است. در اين افراد هسته‌هاي هيپوتالاموس وهسته‌قرمز مغزشان كوچكتر از ديگر مردان و در قد و قواره‌ي هسته‌هاي مغز زنان بوده است. امابه جز اين عوامل بيولوژيك، عوامل روان شناختي و اجتماعي نيز بر پيدايش هويت جنسي مؤثرند. از نظر فرهنگي نقش‌هاي جنسي مشخص است. از پسرها انتظار نمي‌رود كه دخترانه رفتار كنند و از دخترهاهم رفتار پسرانه پذيرفتني نيست. اين نقش‌ها آموخته مي‌شوند، هرچند اين يك واقعيت است كه برخي پسرها مزاج ظرفي و حساسي دارند و برخي دخترها پرخاشگر و پرانرژي‌اند.
چگونگي روابط مادر با كودك در نخستين سال‌هاي زندگي در برقراري هويت جنسي اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. در خلال اين سال‌ها، مادران به طور طبيعي كودكان را از هويت جنسي شان آگاه كرد و سبب مي‌شوند كه آن‌ها جنسيت خود را بپذيرند و بدان افتخار كنند. اما مادر خشن، كنترل كننده و بي‌ارزش كننده مي‌تواند در رشد و شكل‌گيري هويت جنسي كودك اختلال پديدآورد. برخي كودكان ممكن است با اين پيام روبرو شوند كه اگر هويت جنس مقابل را داشتند، از ارزش بيشتري برخوردار بودند. مشكلات هويت جنسي گاه در اثر مرگ مادر، غيبت طولاني يا افسردگي او آغاز شود. در چنين حالاتي ممكن است يك پسر بچه از طريق همانندسازي كامل با مادر واكنش نشان دهد.
نقش پدر نيز در سال‌هاي نخست زندگي قطعاً مهم است و حضور او به طور طبيعي به فرآيندجدايي- فرايت كمك مي‌كند. بدون وجود پدر، مادر و كودك ممكن است كاملاً نزديك باقي بمانند. پدر براي پسر بچه، الگوي همانندسازي مردانه و براي دختر نخستين شئ محبوب(Love object) است.
ويژگي اصلي اختلال هويت جنسي، ناراحتي شديد و مداوم شخص در مورد جنسيت تعيين شده‌ي اوست و او تمايل و اصرار دارد كه به جنس مقابل تعلق دارد. در بسياري موارد از همان كودكي، چه دختر بچه‌ها و چه پسر بچه‌ها از پوشيدن لباس‌هاي جنس آناتوميكال (كالبد شناختي) خود خودداري كرده و لباس‌ها و بازي‌ها و رفتارهاي جنس مقابل را بر مي‌گزينند. در موارد زيادي آن‌ها ويژگي‌هاي آناتوميك خاص خود را رد و انكار مي‌كنند.
در دوره‌ي كودكي، نمي‌توان مرز مشخص بين كودكان دچار اختلال هويت جنسي و ديگر كودكان معمول گذاشت. دختران مبتلا به اين اختلال، دوستان و مصاحبان پسر زيادي داشته و دلبستگي ويژه‌اي به ورزش‌ها و بازي‌هاي خشن پسرانه نشان مي‌دهند. اين دخترها علاقه‌اي به عروسك‌بازي و خاله‌بازي ندارند و در بازي‌هاي كوكانه نقش پدر، برادر و ديگر افراد مذكر را به عهده مي‌گيرند.
آن‌ها ممكن است از ادرار كردن در وضعيت نشسته خودداري نموده و ادعا كنند كه آلت مردانه دارند و يا در آينده پيدا خواهند كرد. اين دختران از داشتن پستان خوشحال نبوده و از پريود(عادت ماهانه) شدن متنفرند و چنين بيان مي‌كنند كه هنگامي‌كه بزرگ شوند، مرد خواهندشد ؛ اين مرد شدن در پندار آن‌ها به اين صورت است كه واقعاً يك مرد خواهند شد و نه اين كه صرفاً نقش يك مرد را داشته باشند.
پسران دچار اين اختلال، معمولاً با فعاليت‌هاي قالبي زنانه اشتغال ذهني دارند و ممكن است ترجيح در پوشيدن لباس دخترانه يا زنانه را آشكار نشان دهند واگر به لباس‌هاي زنانه واقعي دسترسي نداشته باشند، ممكن است از پارچه‌ها و وسايل موجود، چنين لباسي‌هايي براي خود درست كنند. اين پسرها ميل شديدي براي شركت در بازي‌ها و تفريح‌هاي دخترانه دارند. وقت گذراني‌هاي خاص دختران براي آنان لذت بخش است. به عروسك‌هاي مؤنث دلبستگي زيادي نشان مي‌دهند و معمولاً همبازي‌هايشان را از ميان دختران بر مي‌گزينند.
در خاله بازي اين پسرها نقش زنان را برعهده مي‌گيرند. ادا و اطوار وشيوه و سبك رفتار و احساس شان اغلب از سوي اطرافيان زنانه تلقي مي‌شود. آن‌ها به طور معمول در بين پسران همسن‌شان مورد آزار واذيت و تمسخر قرار گرفته يا از سوي آن‌ها طرد مي‌شوند. (در حالي كه چنين برخوردي با دختران دچار اختلال هويت جنسي يا سن بلوغ به ندرت صورت مي‌گيرد.) پسران مبتلا به اين اختلال ممكن است چنين ادعا كنند كه بزرگ شوند، مبدل به يك زن خواهند شد، يك زن واقعي. آن‌ها ممكن است چنين بيان كنند كه آلت جنسي و بيضه‌هاي شان نفرت انگيز بوده و از بين خواهند رفت و يا اين كه اي كاش آلت مردانه و بيضه نداشتند. برخي كودكان به خاطر تمسخر ديگر بچه‌ها يا فشار مدرسه براي پوشيدن لباس‌هاي پسرانه، از رفتن به مدرسه خودداري كنند. آغاز اختلال پيش از 4 سالگي و تعارض با همسالان در 8-7 سالگي است.
اما با افزايش سن، در سال‌هاي نوجواني علائم و نشانه‌هاي اختلال هويت جنسي شبيه بزرگ سالان مبتلا است. نوجوانان و بزرگ سالان دچار اين اختلال دوست دارند كه متعلق به جنس مقابل باشند و اين ميل خود را آشكارا بيان مي‌كنند. اين افراد به طور مكرر كوشش مي‌كنند كه به عنوان عنصري از جنس مقابل پذيرفته شوند و آرزو دارند كه مانند فردي متعلق به جنس مقابل زندگي كنند و ديگران درست مانند جنس مقابل با آن‌ها رفتار كنند.
افزون بر اين مي‌خواهند ويژگي‌هاي جنسي جنس مقابل را به دست آورند و ممكن است معتقد باشند كه آن‌ها با جنسيت «عوضي» و «اشتباهي» به دنيا آمده‌اند. آن‌ها چنين احساس مي‌كنند كه زني «به دام افتاده» در كالبد مردانه و يا مردي «محبوس» در پيكر زنانه‌اند.
نوجوان و بزرگ سالان اغلب براي تغيير پيكر خود در خواست اقدامات طبي و عمل‌هاي جراحي مي‌نمايند. اين افراد اصطلاحاً نارضايان جنسيتي خوانده مي‌شوند. «نارضايتي جنسيتي(Transsexualism)» حالتي است كه فرد اشتغال ذهني مداومي‌با رها شدن از ويژگي‌هاي جنسي اوليه و ثانويه جنس پيكري خود و به دست آوردن ويژگي‌هاي جنسي اوليه و ثانويه‌ي جنس مقابل دارد و مي‌خواهد كه همچون عضوي از جنس مقابل زندگي كند، لباس بپوشد و آميزش داشته باشند.
در سابقه‌ي بيشتر ناراضيان جنسيتي، مشكلات و اختلالات هويت جنسي دوران كودكي وجود داشته است ولي تنها معدودي از كودكان دچار اختلال هويت جنسي دچار نارضايتي جنسيتي خواهند شد.
نارضايتي جنسيتي در مردان شايع تر از زنان است. شيوع آن در مردان، يك در سي هزار مرد و در زنان، يك درصد هزار زن است. بزرگ سالان مبتلا به ترنس سكسواليزم (T.S.) از پوشيدن لباس‌هاي جنسيت پيكري‌شان دچار ناراحتي زيادي مي‌شوند، بنابراين شبيه جنس مقابل لباس مي‌پوشند و در فعاليت‌هاي مرتبط با آن جنس شركت مي‌كنند.
مردان از آلت تناسلي و بيضه‌هاي خود متنفرند و به طور مداوم نزد جراحان مختلف مي‌روند تا خود را از شرشان خلاص كنند. آن‌ها چنين بيان مي‌دارند كه اي كاش مي‌توانستند آلت و بيضه‌هاي شان را بكنند و به داخل چاهك توالت بيندازند. اين ميل به نداشتن آلت و بيضه‌ها ممكن است برتمام خواست‌هاي ديگر شخص چيرگي يابد.
مردان دچار نارضايتي جنسيتي (Transsexualism) براي ايجاد پستان و ديگر انحناهاي بدني زنانه، هورمون زنانه استروژن مصرف مي‌كنند، با الكتروليز موهاي مردانه خود را از بين مي‌برند و براي برداشتن آلت تناسلي و بيضه‌ها و پديد آوردن واژن، خود را به  جراحي مي‌سپارند.
زنان مبتلا، پستان‌هاي خود را محكم مي‌بندند يا با جراحي برمي‌دارند. آن‌ها براي برداشتن رحم و تخمدان‌هاي شان نيز خود را به جراحي مي‌سپارند. براي پديد آوردن توده‌ي عضلاني مردانه و كلفت كردن صدا، هورمون مردانه (تستوسترون) مصرف مي‌كنند و براي به دست آوردن آلت‌تناسلي مردانه جراحي مي‌شوند. آلتي كه از عضلات شكمي ‌يا راني ساخته شده و يا با ياري جستن از پروتزهاي مصنوعي درست مي‌شود. اين گونه جراحي‌ها مي‌تواند آن چنان هنرمندانه انجام شود كه به كلي فرد را از جنس مقابل پيش ازجراحي اش، تفكيك ناپذير و جدانشدني ‌نمايد. از آن جا كه درمان جراحي، قطعي است و بازگشتي ندارد، معيارهاي دقيقي بايد پيش از جراحي مدنظر قرار گيرد. بيمار بايد دست كم براي 3 ماه و گاه تا يك سال به طور آزمايشي در نقش جنس مقابل زندگي كرده باشد. زيرا در برخي از اين افراد آزمودن زندگي واقعي در نقش جنس مقابل ممكن است سبب تغيير ذهنيت آن‌ها شود، زيرا در اين حالت ارتباط با دوستان، همكارن و معشوق در آن نقش دشوار مي‌شود. بسياري از نارضايان جنسيتي از تغييرات بدني حاصل از درمان هورموني صرف، راضي شده و فراتر نمي‌روند. تنها و پنجاه درصد ناراضيان جنسيتي كه واجد ملاك‌هاي لازم هستند، تحت عمل جراحي تغيير جنسيت قرار مي‌گيرند.
درمان‌هاي دارويي و روان شناختي با هدف وارونه كردن اختلال بسيار به ندرت موفق بوده است. درمانگر معمولاً اهدافي را پايه ريزي مي‌كند تا به بيمار كمك شود تا با هويت جنسي مطلوبش راحت باشد و هدف اين نيست كه فردي با هويت جنسي مرسوم ايجاد شود.
روان درماني‌هاي خانوادگي و آموزش روان شناختي خانواده در اغلب موارد بسيار سودمند بوده است.
ملاك‌هاي تشخيص اختلال هويت جنسي DSM-IV-TR عبارتند از :
الف- همانند سازي قوي و مداوم با جنس مقابل (كه صرفاً شامل ميل فرد به كسب امتيازات اجتماعي و فرهنگي جنس مقابل نباشد)
*در كودكان، با چهار مورد يا بيشتر از :
  1. تمايل يا اصرار مكرر فرد به تعلق به جنس مقابل
  2. ترجيخ لباس دخترانه يا تقليد ظاهر دخترانه در پسرها؛ اصرار بر پوشيدن لباس‌هاي مردان در دخترها
  3. ترجيح مداوم و قوي براي نقش‌هاي جنس مقابل در بازي‌هاي تخيلي يا تخيلات مداوم در مورد تعلق به جنس مقابل
  4. ميل شديد به شركت در بازي‌هاي قالبي و تفريحات جنس مقابل
  5. ترجيح قوي هم بازي‌هاي جنس مقابل
* در نوجوانان و بزرگ سالان، با علائمي‌چون
  1. ابراز تمايل براي تعلق به جنس مقابل
  2. جازدن مكرر خود به عنوان جنس مقابل
  3. اعتقاد شخص به اين كه او احساسات يا واكنش‌هاي خاص جنس مقابل را دارد
  4. تمايل به زندگي مانند جنس مقابل و انتظار از ديگران كه با او همانند جنس مقابل رفتار كنند
ب- ناراحتي مداوم  در مورد جنسيت خويشتن يا احساس نامتناسب بودن در نقش جنسي خودي
*در كودكان، با هريك از موارد زير:
  1. در پسرها، تأكيد بر اين كه آلت يا بيضه‌ها چيزي نفرت انگيزند يا از بين خواهند رفت يا تأكيد بر اين كه بهتر بود كه آلت را نداشتند يا بي زاري نسبت به بازي‌هاي خشن پسرانه و رد اسباب بازي‌ها، بازي‌ها و فعاليت‌هاي كليشه‌اي پسرانه.
  2. در دخترها، خودداري از ادرار كردن در حالت نشسته و تأكيد بر اين كه داراي آلت است يا در آينده داراي آن خواهد شد. تأكيد بر اين كه شخص نمي‌خواهد پستان‌هايش رشد كند يا دچار پريود(عادت ماهانه) شود. بي زاري بارز نسبت به لباس معمولي زنانه.
*در نوجوانان و بزرگ سالان، با نشانه‌هايي مانند:
1.  اشتغال ذهني با رهايي از ويژگي‌هاي جنسي اوليه و ثانويه (مانند درخواست تجويز هورمون‌ها، جراحي يا ديگر روش‌هاي تغيير جسماني براي شبيه جنس مقابل شدن )
2.     اعتقاد به اين كه شخص با جنسيت «عوضي» و «اشتباهي» زاده شده است.
پ- اختلال همراه با يك اختلال جسمي ‌دو جنسيتي(هرمافروديزم) نيست.
ت- اختلال سبب ناراحتي چشمگير باليني يا تخريب در كاركرد اجتماعي، شغلي و يا ديگر حوزه‌هاي كاركردي مي‌شود.
** اختلالات دو جنسيتي (هرمافروديزم حقيقي يا كاذب) همراه با ملال جنسيتي، رفتار مبدل پوشي گذراي وابسته به استرس و اشتغال ذهني مداوم با اختگي يا قطع آلت بدون تمايل به كسب ويژگي‌هاي جنسي جنس مقابل سه دسته اختلالي هستند كه در دسته «اختلالات هويت جنسي كه به گونه اي ديگر مشخص نشده است» قرار مي‌گيرند.
در اختلالات دو جنسيتي(Intersex Conditions )، برخلاف اختلال هويت جنسي و نارضايتي جنسيتي، افراد جنبه‌هاي پيكري‌(Anatomical) و فيزيولوژيك پيدا و پنهاني از جنس مقابل را دارا هستند.
اختلال هويت جنسي (G.I.D.) و نارضايتي جنسيتي(T.S.) عجيب و غريب تر از آن چه گفته شد، نيست. نه نشانه آخرالزمان است، نه پيش ‌قراول يورتمه‌ي خر دجال! اختلالي است كه بر سر آن كه آن را كاملاً حاصل اختلالات دوره‌ي جنيني (پيش از زاده شدن) و يا كلاً پيامد مشكلات رواني – اجتماعي و پرورشي – فرهنگي (پس از زاده شدن) بدانيم، هنوز اختلاف است.
پژوهش اين جانب كه به لطف و ياري فراوان سركار خانم دكتر رحيميان و مركز MRI دكتر اطهري و مساعدت و عنايت جمعي از اساتيد و روان پزشكي، نورولوژي و پزشكي قانوني و اجتماعي دانشگاه علوم پزشكي تهران در حال انجام است، درست همين اختلاف ديدگاه را هدف گرفته است.
مطالعات مشابه بسيار اندك انجام شده و تنها مطالعه‌ي در حد و اندازه‌ي پژوهشي ما، بر 6 جسد مبتلايان به اختلال هويت جنسي صورت گرفته است. اميدواري من آن است كه بتوانيم اين پژوهش را با 60 نمونه زنده انجام دهم و مقاله‌ي آن را در مجامع بين‌المللي روان‌پزشكي و علوم‌اعصاب ارائه نمايم. بي‌شك چنين امري اعتبار ويژه و شگرفي براي ميهن‌مان به ارمغان خواهد آورد. چرا كه نرم افزاري Volumetry مورد استفاده‌ي ما جُز در ايالات متحده آمريكا، حتا در اروپا نيز وجود ندارد تا چه رسد به آسيا و خاورميانه و كشورهاي ثروتمند عربي.
اما صرف نتيجه‌ي اين پژوهش مهم نيست. مهم تر از آن بانگ «انجام» اين پژوهش در ايران ماست كه امروزه زير فشار تبليغات همه جانبه‌ي رسانه‌هاي گروهي «جهان نخست» و در واقع، هجوم گسترده‌ي رواني آن‌ها قرار گرفته است و بسياري از آنان كه تصويري واقعي از كشور ما نديده‌اند، ما را با پوششي از برگ و خاشاك بر بالاي درختان و يا در شكل و شمايل بيابان‌گردان‌عربي – آفريقايي بر پشت شتران گمان مي‌كنند! متأسفانه «عين» همين تصاوير را اين‌جا بسياري از بخصوص كودكان و نوجوانان دورگه يا نسل سوم مهاجر ايراني با شگفتي بيان كرده و مي‌كنند.
اين طعم تلخ سياست و مزه‌ي ناگوار امپرياليزم رسانه اي و خبري است كه به راحتي هم چاره پذير و حل شدني نيست.
حال لحظه اي بينديشيم كه انجام پژوهشي بسيار گسترده تر و ژرف تر از پژوهش‌هاي انجام شده در ام القراي جهان پيشرفته و نخست چه اعتباري براي كشورمان مي‌آفريند. آن هم درست در حوزه اي كه از ديد آن‌ها در ميهن ما حوزه‌ي «تابو و امر ممنوعه» است. بي ترديد آن‌ها خيال ي‌كنند كه در ايران بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي و ترنس سكسواليزم با شكنجه‌هاي مدهش اعدام مي‌شوند!!
و البته اين در حالي است كه با وجود همه كاستي‌ها و كم لطفي‌ها و مضايقه‌هاي رسمي‌و غير رسمي‌،GID‌ها و TS‌ها در سيستم دادگستري و انتظامي‌ايران –پس از كش و قوس‌هاي فراوان- بالاخره تعريف نسبتاً مشخصي يافته‌اند و با آن‌ها نسبتاً به مماشات رفتار مي‌شود و در عمل با يكي دو سالي پيگيري جدي، فرد مي‌تواند به دستور قاضي و نظر كارشناسي روان پزشكي قانوني مورد عمل جراحي قانوني و رسمي‌قرار گيرد و جنسيت پيكري‌اش را با جنسيت مغزي و رواني‌اش هماهنگ و يكسان سازد.
اما اين واقعيت غيرقابل كتمان و افتخار آميز، هرگز به معناي آن نيست كه T.S.‌ها وG.I.D. ‌ها در ايران آسوده مي‌زنيد و هيچ مشكل و دردسري ندارند. مشكل و بي‌چارگيT.S.ها و G.I.D.ها در ايران ناشي از ناداني عمومي‌و جهالت فرهنگي همه‌گير نسبت به آن است. حتا اغلب پزشكان – جز روان پزشكان- به مشكل و در واقع «بحران» آن‌ها به ديده‌ي ترديد مي‌نگرند و آن‌ها را «باور» ندارند! اينان نيز چون توده‌ي ناآگاه اجتماع خود شيفته و خودبين مان، به اين مسئله با ديدي كهنه مي‌نگرند و هنوز به دركي نو و به روز نسبت به قضيه نرسيده اند.
شايد، اجتماع كم دانش ايرانيان پذيرش و آمادگي آشنايي همه جانبه با ترنس سكسواليزم از طريق صدا و سيما را نداشته باشد، اما آموزش محدود تلويزيوني، كه با ميزگردي از متخصصان مربوطه دنبال شود، به طور حتم نه تنها مشكل آفرين نيست بلكه به يقين سودمند خواهد بود. آموزش همه جانبه‌ي اين مسئله در روزنامه‌ها و ديگر مطبوعات قطعاً مورد نياز است و بايد هر از چند گاهي اين موضوع، به هر بهانه، به اشكال مختلف از مقالات علمي‌تا مصاحبه با خود بيماران مطرح شود تا جامعه به شكل «مواجهه تدريجي (Graded Exposure)» با اين مسئله روبه رو شود و بدون هيچ عارضه اي آن را درك و هضم كرده و بپذيرد.
از آن زمان كه يكي از مجريان سرشناس مرد صدا و سيما، با تحمل رنج و مشقت‌هاي فراوان، در نهايت با پادرمياني و مشاوره‌ي كارشناسانه‌ي استاد ارجمند و پيشكسوت بلند مرتبه‌ي روان پزشكي كشور- استاد دكتر طريقتي- به حكم شرعي و هزينه امام راحل تحت جراحي تغيير جنسيت (SexReassignment surgery) قرار گرفت، بيش از دو دهه مي‌گذرد؛ اما متأسفانه ميزان پيشرفت ارتقاي دانش و بينش ما نسبت به «بحران هويت جنسي (Gender Identity Crisis)» به اندازه و شايسته‌ي «دو دهه» نبوده است. هنوز T.S.‌ها در ايران از داشتن يك NGO محروم‌اند و پيگيري و انتظار برخي براي جراحي بيش از دو سه سال زمان مي‌برد! هنوز و بويژه در شهرستان‌ها با آن‌ها برخوردهايي نادرست و غير علمي‌و غير منطقي صورت مي‌گيرد و هنوز بسيار ازخانواده‌ها آن‌ها را در خانه محبوس حتا و شكنجه كرده و به بند و قفل و زنجير مي‌كشند!!
برخوردبرخي خانواده‌ها – بويژه خانواه‌هاي غيرمذهبي- آن‌ها را به مرز آشفتگي، پريشاني و خودكشي مي‌كشاند و در مواردي آن‌ها را به ترك خانه و حتا فرار از منزل وادار مي‌سازد. و اين پرسش را مي‌آفر يند كه چه كسي – در نبود هيچ انجمن، گروه يا سازمان حامل و مدافع- براي اينان پشتيبان و غمخوار خواهد بود؟!؟ زماني كه همخون، همخون مبتلا به «بحران هويت» را پذيرا نبوده و پس مي‌زند، ديگر در اين «اجتماع هزار خونِ صد رنگِ ده رو» چگونه مي‌توان ايمن بود تا چه رسد به آن كه ايمن زيست؟!؟
اين مشكلات از «خُبث باطن‌ها» نيست؛ از «تهي بودن ذهن‌ها» ست.
مملكت ما «غياث آبادي‌هاي برره‌اي» مملكتي عقب افتاده، رشد نيافته و درحال توسعه و گذرا است. پس از اين گونه تعارضات و تضادها و تقابل‌ها، نبايد افسرده و دل چركين و نا اميد شويم.
درست مي‌شود؛ اما نه با گوشه گيري و عافيت طلبي و آسايش شخصي! بايد به ميدان آييم. من و تو را مي‌گويم. از اين لحظه تو نيز- تو خواننده‌ي حتا غير متخصص و ناكارشناس- بي مسئوليت و رها نيستي! تو نيز از امروز و با اين مقاله،«اختلال هويت جنسي (G.I.D.)» را مي‌شناسي و «نارضايتي جنسيتي (T.S.)» را بيگانه از از كهكشاني ناشناخته و دوردست نمي‌پنداري.                             
T.S. مي‌تواند يكي از آشنايان و بستگان تو باشد يا يكي از آشنايان و بستگان تو باشد يا يكي از همين‌ها كه در تاكسي بي مرز و فارغ از محرم و نا محرم، كنار به كنار تو مي‌نشيند و تصادم مي‌يابد.
از امروز تو نيز پيامبر باشد. خرق عادت نمي‌خواهد. نيازي نيست كه دريا را بشكافي يا كوه را به آتش افكني و كور مادرزاد شفا دهي.
پيامبر اين پيام باش كه «T.S. ادا و اطوار از خودش در نمي‌آورد.»، « T.S.، عشوه و غمزه نمي‌آيد.»، «T.S.، يك اختلال است و نه حتا يك بيماري.»،« T.S.، فريب خورده‌ي شيطان و يك منحرف نيست.»، « T.S.، يك انسان است، درست مانند انسان‌هاي ديگر؛ و حق زندگي آبرومندانه و شرافت مندانه و نيز عشق و مهر و آميزش دارد.»، « T.S.، امانت الهي است؛ چيستان ديگري از آفرينش پروردگار و معمايي كهن براي آزمودن قواي درك و عقل و تميز و مديريت آدمي‌است.»، « T.S.، خود نيز عميقاً و از ته دل مي‌خواست و آرزو داشت كه جز اين آفريده مي‌شد.» و اين رسالت پيامبري را بانگ ده كه : «با T.S.نستيز؛ ديد كهنه را رها كن ؛ به دركي نو برس» و
«از آزمون الهي سرفراز برون ‎آي»!
شما می توانید به این نظر خود را درباره این جستار به گروه ما دریاهو ایمیل کنید ولی بایست نخست هموند گروه باشید: irants@yahoogroups.com 
برای ورود به صفحه گروه و عضویت به نشانی زیر بروید:
نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 7:52 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 10 دی1386

اختلال هويت جنسی يا ترنسکشواليزم چیست؟

اختلال هويت جنسی يا ترنسکشواليزم چیست؟
 
 
هويت جنسی به مفهوم تعلق داشتن يک گروه از احساسات به يک جنس خاص است، شناخت هويت جنسی تنها مربوط به جنسيت بيولوژيکی (جسمی) فرد نيست بلکه در اصل مربوط به شناخت فرد از لحاظ روانشناسی و جامعه شناسی (شناخت فرد در تقابل اجتماعی) است و اين مسئله مستقل است از جنسيت بيولوژيکی که به راحتی بر اساس نوع الت تناسلی تعيين می‎شود.
 
آنها تبريک می‎گويند:«دختر!؟ است» يا آنکه می گويند:« پسر!؟ است» . در حالی که اين اولين کلماتی هستند که وقتی کودک بدنيا می آيد بيان می‎شوند. اين قبيل سخن‎ها بر اساس اندامی است که در بين رانهای نوزاد قرار دارد.
کودک  متولد شده است و از اين پس سرنوشت کودک انتخاب می‎گردد و پرورش آن بطور جدی آغاز می‎شود. به پسری اسباب بازی‎های مانند اسلحه‎ها ، ماشين‎ها ، تانک و اسباب خانه سازی داده می‎شود. برای دختری اسباب بازی‎های مانند عروسک‎ها، وسايل آشپزخانه و خياطی انتخاب می‎شود. جامعه (بر اساس هنجارها)  همواره تصميم می‎گيرد که کودک چرنگ لباسی را بپوشد، آبی برای يک پسر  و صورتی برای يک دختر در نظر گرفته می‎شود.
تفاوت‎های جنسی، سرتاسر تربيت کودک را دربر می‎گيرد. سرانجام آن بر روی يک فرد بالغ،  شخصی است که به طور جدی و کامل مانند يک زن يا مرد رفتار می‎کند. هرکسی با اين اصل مطابقت نکند غير عادی خوانده می‎شود.
هر چند از آنجای که جنسيت کودک به راحتی بر اساس اندام جنسی بين دو ران مشخص می‎شود، هويت جنسی توسط خود فرد (خودشناسی جنسی به عنوان مرد يا زن) تعيين می‎گردد. به وسيله چندين مجموعه از عوامل که هنوز به تور کامل توسط پزشکان و محققيين شناخته نشده است. اين همان چيزی است که به اختلال هويت جنسی (TransSexualism) مربوط می‎شود.
هويت جنسی به مفهوم تعلق داشتن يک گروه از احساسات به يک جنس خاص است،  شناخت هويت جنسی تنها مربوط به جنسيت بيولوژيکی (جسمی) فرد نيست بلکه در اصل مربوط به شناخت فرد از لحاظ روانشناسی و جامعه شناسی (شناخت فرد در تقابل اجتماعی) است. هويت جنسی به شدت ذاتی و مربوط به نهاد فکری فرد است و اين مستقل از جنسيت بيولوژيکی (جسمانی) فرد است.
 
اختلال هويت جنسی چيست؟
کاملآ جدا از جنسيت بيولوژيکی که ما با آن با آن متولد مي‎شويم ( تعيين شده بر اساس اندام جنسی) همة ما داری يک هويت جنسی هستيم.Transsexualism   يک نوع از اختلال در هويت جنسی است (Gender Dysphoria) که در آن يک شخص به همراه يک اندام جنسی طبيعی بخوصوص و مشخص (مؤنث يا مذکر)  پزيرفته است که او(مؤنث يا مذکر) در حقيقت يک عضوی از جنس مخالف خودش است. اين محکوميت که همراه شده بوسيله يک نفرت شديد از خوصوصيات و کارکترهای جنس خود فرد که مطلق، استبدادی،  پايمال کننده و غير قابل تغيير است. 
 
Transsexualism  می‎تواند به عنوان يک اختلال بين جنسيت بيولوژيکی و هويت جنسی فرد  تعريف شود و اين از بيماری جنسی (Gender disphoria) بسيار به دور است.
برای نسبت دادن اختلال هويت جنسی (Transsexualism) از روش‎های گوناگونی استفاده می‎شود که يکی از آن رعايت روابط زير است :
1. شخص بايد يک احساس نارحتی و تناقض را در بارة ساختمان جنسی خود داشته باشد.
2. شخص بايد ميل داشته باشد از اندام جنسی خود پاک شود و به عنوان عضوی از جنس مخالف خود زندگی کند.
3. اين اختلال لازم است که حد اقل برای مدت 2 سال ادامه پيدا کرده باشد و محدود به يک دوره کوتاه ناشی از آشفتگی و پريشانی نباشد.
4. نبايد اختلال ژنتيکی و اختلال هورمونی مادرزادی وجود داشته باشد.
5. شخص بايد فاقد اختلال روانی مزمن مانند جنون جوانی (Schizophernia) .
ترانسکشاواليزم با هموسکشواليزم (hemosexulism) يا همجنس خواهی که اختلال هويتی فرد از ديدگاه گرايش جنسی محسوب می‎شود کاملآ متمايز است. ترانسکشواليزم با هويت جنسی فرد سرو کار درد در حالی که در هموسکشواليزم فرد از جنسيت بيولوژيکی خود راضی است و در واقع هويت جنسی شخص هم جنس خواه با جنسيت بيولوژيکيش هماهنگ است و درنتيجه اختلالی وجود ندارد و اختلال بر سر گرايش یا نوع ميل جنسی است که به جای ميل به جنس مخالف به سوی هم جنس خود روی دارد.
نوع ديگر اختلال هويت جنسی ترنس وسايتيسم(Transvestitism)  است. که فرق آن با ترانسکشوال اينست که برای مثال يک ترانسکشوال مذکر به مئنث همواره خود را يک زن کامل می‎داند ولی يک شخص ترنس وسايت تمايل به زن بودن دارد در واقع به دنبال هنجارهای مربوط به يک زن مانند نوع لباس پوشيدن و آرايش دارد. ترنس وسايت‎ها تمايلی به عمل جراحی ندارند و در صورت انجام اين عمل بر اثر تشخيص نادرست در مورد آنها پس از عمل دچار پشيمانی می‎شوند. به آنها مبدل پوش يا (Cross Dresser)  نيز می‎گويند. ترانسوسايت می تواند از ديدگاه گرايش جنسی، همجنسخواه و يا گرايش به جنس خالف داشته باشد و گرايش وی به همجنس نمی تواند به معنی اين باشد که اين شخص ترانسکشوال است.
 
به ديگر سخن می توان گفت که برای تجزيه تحليل جنسی يک فرد. بايست سه چيز را از هم به طور جدا گانه بررسی کرد که آن سه چيز، هويت جنسی، جنسيتی بيلوژيکی يا فيزيکی فرد و گرايش جنسی فرد. در مواردی ممکن است شخص در هر سه حالت دچار اختلال باشد.
برای نمونه ممکن است فردی با جسمی مذکر (بررسی جنسيت بيولوژيکی فرد) دارای اختلال هويت جنسی يا ترانسکشواليزم باشد (هويت جنسی دارای اختلال است)، و نيز اين فرد گرايش به جنس موئنث داشته باشد(اگر وی را به خاطر اختلال هويت جنسی اش زن بدانيم وی همجنسگرا است)، بگونه ای که اگر اين فرد از ارگان جنسی خود ناراضی است و به شدت تمايل به جراحی دارد ولی اين فرد پس از انجام عمل جراحی گرايش به ارتباط با زنان را دارد. (همجنس بازی که به اصطلاح وی را لزبين می خوانند).
 
ایمیل به گروه: irants@yahoogroups.com
نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 4:1 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 9 دی1386

گروه یاهو ایران تی اس. دوباره فعالیت خود را از سر گرفت

گروه ياهو ايران تي. اس که براي ترانسـکشـوال هاي ايراني و پاسي زبان است. دوره تازه اي از کار خود را با هدف و برنامه ريزي روشن تر از سر گرفت همه ترنسها دوستان و خانواده هايشان مي توانند عضو شوند براي عضويت به آدرس زير رفته و عضو شويد:

http://groups.yahoo.com/group/irants/join

نشانی اصلی گروه برای گروهی فیلتـر شده ولی با بهره گیری از فیتر شــکن می توانید به آن دسترسی پیدا کنید.

فیلترشـکن

  http://sitebrowser.info/ 

فيتر شـکن هاي ssl

https://www.secured-privacy.com/
https://www.url0.in/ 
https://server10.kproxy.com/ 
https://www.piratelap.org/
https://www.stupidcensorship.com/cgi-bin/nph-surf.cgi
https://www.scarcup.com/dahr.php
https://www.antonella.in/
https://torproxy.net/
https://pr0xy.ath.cx

این فیترشکن ها از پورت امنیتی عبور میکند برای همین نخست که باز کنید احتمالا از شما پیغامی می خواهد مورد قرمز  را بزنيد تا جریان ادامه یابد.

Not recommended icon  Continue to this website (not recommended)  

 علامت ورد ممنوع دارد گزينش کنيد خطری ندارد تنها این پیام بخاطر این است که این همان پرتی است که برای کار های بانکی از آن بهره جسته می شود و چون قفل امنیتی دارد ساده هم نمی توانند آن را فیلتر کنند

فيلــتر شدن سايت هاي مربوط به مسائل ترنســکشـوال ها خود دقدقه ديگری است که کار و مطالعه و دسترسی به منابع که ما به آن نياز داريم را دشوار ساخته است.

به زودي آردس بدون فيلتر گروه منتشر خواهد گشت.

نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 5:7 |  لینک ثابت   •