تبليغاتX
انجمن تی اس ايران، IRAN TS - جنسيت چیست؟

سه شنبه 16 بهمن1386

جنسيت چیست؟

شیده می نویسد:

هيچ گاه تعريف دقيق و جامعي از جنس مرد و زن ارائه نشده است. فرهنگهاي زيادي در دنيا وجود داشته كه تعاريف بسيار پيچيده اي از مرد و زن ارائه داده اند, اما امروزه اين تعاريف رنگ و بوي خود را از دست داده اند. هنوز مردان با اين صفات شناخته مي شوند: عقلاني, پر تكاپو و رقابتي و زنان با صفاتي همچون احساساتي, تاثير پذير, وابسته و ............
همه ما اين تعاريف را در مورد احساسات و روحيه خود پذيرفته ايم, بدون اينكه در مورد منشا درستي و اعتبار آنها سوالي بپرسيم. سوال اين است: كداميك از اين رفتارها را آموخته ايم و كداميك از آنها به صورت ذاتي در درون ما وجود داشته اند؟
شما بسيار خوش شانس هستيد, اگر خصوصيات طبيعي تان مطابق با مدلهاي ارائه شده از جانب فرهنگ و جامعه باشد, ولي اگر اينطور نباشد مورد غضب قرار مي گيريد و ممكن است برچسب منحرف جنسي به شما زده شود. حقيقت اين است كه هويت واقعي شما چيزي برتر از جنسيت مي باشد. جنسيت تنها بخشي از روان شماست. هويت واقعي به جنسيت بيولوژيكي و يا گرايش جنسي بستگي ندارد. خصوصيات جنسي تنها بخشي از وجود شما مي باشند و هويت واقعي شما را تعريف نمي كنند.
در طبيعت جنس زن و مرد در اثر تكامل و دگرديسي شكل گرفته اند, به اين دليل كه تقسيم عناصر ژنتيكي به دو قسمت, موثرترين راه براي انتقال و رسيدن به آينده بوده است. با اين تفسير شما به طور موقت مرد يا زن هستيد. هويت واقعي شما چيزي فراتر از شمايل و هويت موقت و زودگذر شما مي باشد.
فرهنگهاي مختلف در سرتاسر جهان ممنوعيتهاي جنسي را به منظور اينكه ضامن بقاي افراد باشند قبول كرده اند. ممنوعيتهاي جنسي از يك سو تاثيرات بسيار سودمندي در پي داشته اند و از سوي ديگر منجر به فرو ريختن طبيعت ذاتي آگاهي و شعور بشريت شده اند كه اختلالات رواني و اجتماعي را به همراه داشته است. علايق, توانايي ها, استعدادها, تمايلات و ....... هستند كه شخصيت شما را شكل مي دهند. اگر اين توانايي ها و علايق تنها به اين دليل كه از لحاظ روانشناسي به جنس مخالف نسبت داده شده اند و از جانب فرهنگ و جامعه نهي شده اند, ابراز و تخليه نشوند, آنجاست كه هويت روانشناسانه شما كه ماهيت واقعي تان را نشان مي دهد, به طرز غير قابل كنترلي تغيير پيدا مي كند. افراد بسياري در اين شرايط وحشت زده مي شوند و در يك تلاش مايوس كننده براي نشان دادن خود واقعي شان از پا در مي آيند. به همين علت است كه بسياري از همجنس گرايان از عدم تعادل عاطفي رنج مي برند و ممكن است در بعضي مواقع اداي جنس مخالف را درآورده و رفتارهاي آنها را تقليد كنند.
اكثر جوامع بشري هنوز به اين تحول فكري دست پيدا نكرده اند كه شهروندان مي توانند استعدادها و توانائي هايشان را بدون محدوديتها و نقش قالب بندي شده جنسيت كه از سوي جامعه ارائه شده است, پرورش دهند. محدوديتهاي جنسي و تعصبات اغلب براي كساني كه نمي توانند خود را با قالب هماهنگ سازند, منجر به آشفتگي روحي مي شوند, اما انسانيت چيزي فراتر از ساختار بيولوژيكي است, شخصيت فرد تركيب هوشمندانه اي از جسم و روح است.
تصور كنيد كسي كه از نظر جنسيت مرد است و گرايش شديدي به كارهاي ظريف دارد و شخصيتي كاملا منفعل و تاثير پذير از خود نشان مي دهد, در جامعه اي زندگي مي كند كه اين تمايلات را مربوط به جنس لطيف يعني زن مي دادند, متاسفانه اين قضايا شرايطي بوجود مي آورد كه فرد عليه خود و تمايلات ذاتي خود بر مي خيزد, چرا كه اين گرايشات از نظر جامعه متعلق به جنس مخالف دانسته مي شود. و اما نتيجه: فرد احساس مي كند, در بدن مذكر خود به دام افتاده است. به جايي مي رسد كه شايد بخواهد جنسيت خود را تغيير دهد, و يا حداقل رفتارهاي جنس مخالف را بر گزيند. افراد در چنين مواردي از بخود گرفتن رفتارهاي جنس مخالف مايوس مي شوند و حتي از اين مسئله كه نمي توانند رفتارهاي همسو و همنوا با جنسيتي كه به نظر مي رسد, ذاتا با آن متولد شده اند داشته باشند, دچار مشكل مي شوند. بسياري اوقات منع شدن از جانب جامعه و فرهنگ مي تواند شخص را به سمتي سوق دهد كه افراد شبيه خود را از لحاظ رفتاري مسخره كند و ممكن است رفتارهاي جنس مخالف را نيز به استهزا در آورد. اين قضيه در مورد زنان نيز اتفاق مي افتد.
در يك جامعه آزاد و رها همجنس گرايي و آزار و اذيت جنسي بسيار كم است و سكس, بدون عشق ورزي نيز بسيار كم ديده مي شود. در يك جامه آزاد واقعي شخصيت و احترام به افراد در اولويت قرار دارد و زن و مرد بودن آنها در مرحله بعدي در نظر گرفته مي شود. اين نوع از آزادي جنسيت, طيف متنوعي را براي هر دو جنس مرد و زن به منظور پيدا كردن هويت ايجاد مي كند. بدين ترتيب اكثر مردم مي توانند بدون خوار شمردن و سرزنش خود و انكار كردن رفتارها و خصوصيات ذاتي و روحي خود, زندگي اصيل و حقيقي خويش را آغاز كنند.
ممكن است مردي بطور طبيعي رفتارهاي زنانه داشته باشد, كما اينكه تمام مردان داراي خصايص زنانه هستند ولي با درجات مختلف, اما اگر اين درجه بيش از حد زياد باشد, فرد نمي تواند رفتارها و خصوصيات خود را بروز دهد زيرا از اين مسئله كه ممكن است مورد تمسخر و استهزا ديگران واقع شود, در هراس است. هر چند ممكن است فرد همجنس گرا نباشد, ولي راه ديگري را هم براي ابراز خصوصيات زنانه خود ندارد, بنابراين اين رفتارها را ناديده گرفته و آنها را ابراز نمي كند و به همين علت, دچار روان رنجوري مي گردد. اگر ايده ها در باره جنسيت از شكل طبيعي خود خارج شود, اثر سو و محدود كننده اي در روان آدمي باقي مي گذارد و در نتيجه, ظرفيت افراد براي عشق و وفاداري كاهش مي يابد. عشق, علاقه, خلاقيت و احساسات فقط مخصوص يك جنس نمي باشد. هويت جنسي تاثيرات بسيار زيادي از جانب فرهنگ و جامعه بر روي روان آدمي ميگذارد. روح و روان شما مخزن بسيار بزرگي از رفتارها و توانايي هاي شما مي باشد, بطوري كه مسئله تقسيم بندي جنسي در آن كاملا حل شده است. بسياري از رفتارهايي كه از طرف فرهنگ و جامعه به ما آموخته شده اند, ممكن است از نظر بيولوژيكي براي جنسيت خاصي برنامه ريزي نشده باشند.
اين مطلق گرايي درباره جنسيت, دليل بسياري از آشفتگي هاي رواني در همجنس خواهان و يا حتي دگر جنس خواهان نيز مي باشد. مردي كه رفتار عاشق پيشه و زنانه دارد, ممكن است همجنس گرا تلقي شود زيرا رفتارهايش متناسب با الگوهاي زنانه مي باشد, هر چند ممكن است واقعا همجنس گرا نباشد, ولي اين واپس زدگي از سوي جامعه باعث مي شود كه احساسات خود را سركوب كرده و فقط از طريق سكس با همجنس است كه مي تواند احساسات زنانه خود را مخفيانه تخليه و ابراز نمايد.
مرد و زن هر دو بطور مساوي از آگاهي سهم برده اند. بعضي از زنان بسيار منطقي, فعال و رقابتي مي باشند و در مقابل بعضي مردان داراي روح لطيف, ظريف و احساساتي هستند. محصور كردن بيش از اندازه تمايلات دروني منجر به اختلالات رواني بسيار خواهد شد كه عواقب آن جنگ و خشونت در جامعه خواهد بود.
هر انساني از لحاظ رواني و ذهني يك موجود كاملا منحصر به فرد مي باشد بطوري كه ذهن او در ساده ترين فرم شامل عناصر مذكر و مونث است كه اين عناصر شخصيت فرد را سازماندهي مي نمايند و با نسبتهاي متفاوتي با هم تركيب شده اند. از شواهد علمي بر مي آيد كه تفاوتهاي بسيار زيادي در ساختار مغز افراد وجود دارد, اما چيزي كه هنوز كشف نشده است, اينست كه آيا بيولوژي و اطلاعات ژنتيكي انسان مي تواند تحت تاثير اعتقادات و آموخته هاي روانشناسانه قرار بگيرد؟ براي بقاي بشريت باورها و مفاهيم خاص در مورد جنسيت به كدهاي فيزيكي و شيميايي تبديل مي شوند و سپس اين كدها از نظر بيولوژيكي تحت تاثير عواملي قرار مي گيرند, بطوريكه باعث مي شوند مردان رفتاري مردانه و زنان نيز داراي رفتاري زنانه گردند.
جانبدارانه صحبت كردن راجع به تقسيم بندي خصوصيات رواني بين دو جنس چيزي فراتر از پديده اجتماعي يا فرهنگي است, در واقع خصوصيات رواني ويژه اي وجود ندارد كه به طور طبيعي منحصرا مخصوص زن يا مرد باشد. اگر رفتارهاي شما صرفا بخاطر ساختار شما باشد, نمي توانيد عملي را كه از نظر جنسيت براي شما تعريف نشده باشد, انجام دهيد. نقطه مركزي اين تجزيه و تحليل ها در مورد روان بشريت چيزي فراتر از جامعه و تمايزات بيولوژيكي بين دو جنس مي باشد و آنجا مكاني است كه سر شار از عشق بوده و بالاتر از جسم فيزيكي قرار مي گيرد, كه در حقيقت پايه و اساس تمام خصوصيات و رفتارهاي هر دو جنس است.
رهايي از ممنوعيتهاي جنسي و تعصبات و تعاريف خشك گذشته, باب جديدي از خلاقيت و پيشرفت را بر روي ما خواهد گشود. وقوع اين انقلاب و تحول در آگاهي افراد بسيار نزديك مي باشد. اميد است شما نيز انرژي و شجاعت لازم براي كشف درونيات واقعي خود را داشته باشيد و به آن فرد منحصر به فردي كه بايد باشيد, تبديل گرديد.
(لازم به ذکر است که این مقاله به طور خاص در مورد افراد ترنس سکشوال نوشته نشده و به ارزیابی کلی جنسیت از دیدگاه اجتماعی می پردازد. منبع: مجله دانش یوگا)
پاینده و پیروز باشید
شیده
نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران - در 23:27 |  لینک ثابت   •